گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای
بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است
تنها مرا به تشنه طوفان من مبین
ای بس حدیث تلخ که نا گفته مانده است
گفتم ز سرنوشت بیندیش و آسمان
گفتی غمین مباش که آن کور و این کر است!
دیدی که آسمان کر و سرنوشت کور
صده هزار مرتبه از ما قویتر است.......
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 11:13 توسط فقط بهار
|
