سرزمین عشق
در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود.
لطف....
من چه کردم که مرا ازنظر انداخته ای نظر لطف به جای دگر انداخته ای کار خوبان همه جا غیر وفا داری نیست از جهان رسم وفا را تو برانداخته ای
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 10:30 توسط فقط بهار |
زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است
صفحه نخست پست الکترونیک
يانگوم تا نيست نگردي غول چراغ دختر نونور تست تمركز ღ♥ღ بهار 1 ღ♥ღ •* *•. بهار 2 •* *•. ღ♥ღ بهار 3 ღ♥ღ •* *•. بهار 4 •* *•. ღ♥ღ بهار 5 ღ♥ღ •* *•. بهار 6 •* *•. ღ♥ღ بهار 7 ღ♥ღ •* *•. بهار 8 •* *•. ღ♥ღآشنا ღ♥ღ
RSS
تمام حقوق این قالب متعلق به Night Silence میباشد.
www.irLearn.com