تبليغاتX
سرزمین عشق

سرزمین عشق

در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود.

 

من خیلی وقته آروم
بی تو دیگه ندارم
خسته شدم من از بس
گفتم تنها نذارم
شده اتاقم از عشق
از بودن تو خالی
از دل مهربونت
یه بوسه ی خیالی
طاقت ندارم تو باز
بهونه ای بگیری
مگه نبودی تو که
گفتی واسم می میری
اگه پیشم نباشی
هم نفسم کی باشه
همدم و همزبون
ترانه هام کی باشه

دستای خیسمو بگیر
طاقت موندن ندارم
سیل سیاهی منو برد
طاقت خوندن ندارم
سوژه ی دل تنگی من
واسم خیالی نمیشه
میون هیچ ترانه ای
جای تو خالی نمیشه
چشمای بی رحم تو هم
از دست من فراریه
بگو که پنهون شدنت
دیگه آخه چه کاریه
شاید گلایه کردنات
تمومشون بهونه بود
اما ندونستی چشام
با دل تو هم خونه بود

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 13:20 توسط فقط بهار |


www.irLearn.com