می توانی تو روزی ز من یاد کنی ؟
دل غمدیده مرا شاد کنی ؟
وَه چه روزیست در آن روز که من می گویم
که من از فرط خوشی جامه ای می جویم
چهره ام را ز غبار می شویم
وَه چه روزیست در آن روز که من می گویم
لحظات را نه به غم می پویم
وَه چه زیبا می توان شعری سرود
وَه چه زیبا می توان با کلامی چند
عشقی ربود ![]()
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 8:51 توسط فقط بهار
|
